علائم جسمانی با ریشه روان‌شناختی

علائم جسمانی با ریشه روان‌شناختی

وقتی بدنِ کودک به جای او صحبت می‌کند

بسیاری از والدین این تجربه کلافه‌کننده را داشته‌اند: کودک هر روز صبح قبل از رفتن به مدرسه از دل‌دردِ شدید شکایت می‌کند، یا دائماً دچار سردرد و حالت تهوع می‌شود. شما او را نزد بهترین متخصصان اطفال می‌برید، انواع آزمایش‌ها و سونوگرافی‌ها انجام می‌شود، اما در نهایت پزشک می‌گوید: «از نظر جسمی کاملاً سالم است و هیچ مشکلی ندارد!»

در این شرایط، اولین فکری که به ذهن می‌رسد این است که کودک در حال «تمارض» یا بهانه‌گیری است. اما علم روان‌شناسی و اعصاب واقعیتِ بسیار مهمی را به ما نشان می‌دهد: این دردها کاملاً واقعی هستند و کودک آن‌ها را از خود نمی‌سازد.

زمانی که ذهنِ کودک (یا حتی نوجوان) ظرفیت و دایره لغاتِ لازم برای بیانِ احساساتِ پیچیده‌ای مثل اضطراب، ترس، خشم یا غم را نداشته باشد، مغز این فشار روانی را به سیستم عصبی منتقل کرده و آن را به شکلِ یک «درد فیزیکی» ترجمه می‌کند. به زبان ساده، وقتی زبان از بیانِ استرس قاصر است، بدن شروع به فریاد کشیدن می‌کند.

این دردهای با ریشه روان‌شناختی معمولاً چگونه بروز می‌کنند؟

کودکان معمولاً استرس‌های پردازش‌نشده (مثل ترس از امتحان، مشکل با هم‌کلاسی‌ها، یا تنش‌های خانگی) را به شکل‌های زیر در بدن خود نشان می‌دهند:

  • دل‌درد و مشکلات گوارشی: شایع‌ترین واکنشِ بدن کودکان به استرس است. سیستم گوارش ارتباط عصبیِ بسیار مستقیمی با مغز دارد (به همین دلیل به آن مغز دوم می‌گویند). این دل‌دردها معمولاً قبل از یک اتفاق استرس‌زا (مثل صبحِ روزهای مدرسه) به اوج می‌رسند.
  • سردردهای مکرر: سردردهای تنشی یا حتی حملات شبیه به میگرن که در مواقع خستگیِ ذهنی یا فشارهای درسی تشدید می‌شوند.
  • احساس خستگیِ مزمن و ضعف: کودک با وجود خوابِ کافی، دائماً احساس خستگی می‌کند، انرژیِ بازی کردن ندارد و دست‌وپاهایش بی‌حس یا سنگین هستند.
  • گرفتگی عضلات و دردهای مفصلی: فشردنِ فک‌ها به هم (دندان‌قروچه در خواب)، گرفتگی عضلات گردن و شانه، یا دردهای مبهم در پاها.
  • مشکلات تنفسی: احساسِ گیر کردنِ یک بغض یا لقمه در گلو، تنگی نفس، یا نفس‌نفس زدن‌های سریع در مواقع استرس.

ما چگونه در کلینیک به التیام این دردهای جسمی و روانی کمک می‌کنیم؟

رویکرد ما در برخورد با علائم جسمانی، همدلانه، علمی و ریشه‌ای است. ما می‌دانیم تا زمانی که ریشه‌ی اضطراب خشکانده نشود، مُسکن‌های فیزیکی اثری نخواهند داشت:

  • ایجاد «فرهنگ‌لغتِ هیجانی» (CBT): در اتاق درمان و از طریق بازی یا گفتگو، به کودک یاد می‌دهیم که چگونه احساساتِ خود را بشناسد و به جای اینکه بگوید «دلم درد می‌کند»، بتواند بگوید «من الان نگرانم» یا «من از دست دوستم عصبانی‌ام».
  • تکنیک‌های آرام‌سازیِ بدن (Relaxation): از آنجا که سیستم عصبیِ این کودکان دائماً در حالتِ تنش و انقباض است، تمریناتِ تنفسی، ذهن‌آگاهی و در صورت نیاز بیوفیدبک (Biofeedback) را به کار می‌گیریم تا کودک یاد بگیرد چگونه ضربان قلب و تنشِ عضلانیِ خود را به صورت ارادی کاهش دهد.
  • آموزش به والدین برای واکنشِ درست: به شما می‌آموزیم که چگونه بین «نادیده گرفتنِ دردِ کودک» و «توجهِ بیش‌ازحد و پزشکی کردنِ مسئله»، یک نقطه تعادلِ طلایی پیدا کنید. شما یاد می‌گیرید که با همدلی دردِ او را بپذیرید، اما به جای تمرکز روی قرص و دارو، تمرکزِ گفتگو را به سمتِ شناساییِ عاملِ استرس‌زا هدایت کنید.

 

بسیار عالی. حالا که منظور شما دقیقاً دسته «اختلالات علائم جسمانی و اختلالات مرتبط» (Somatic Symptom and Related Disorders) در طبقه‌بندی DSM-5 است، متن را به صورت تخصصی‌تر و با تفکیکِ زیرگروه‌های آن (اما همچنان با زبانی ساده، همدلانه و مناسب برای والدین) بازنویسی می‌کنم.

این متن به والدین کمک می‌کند تا تفاوت بین دردهای ساده، ترس از بیماری، و واکنش‌های عصبیِ پیچیده‌ترِ بدن را درک کنند.

 

درمانگران مرتبط

همه درمانگران
آرزو سلیمانی

آرزو سلیمانی

درمانگر

کاردرمانگر

سوپروایزر، ارزیاب، درمانگر

دکتر نظام‌الدین رستمکلایی

دکتر نظام‌الدین رستمکلایی

ارزیاب

روانشناس کودک

روانشناس تخصصی و ارزیاب اختلالات کودک