چالش‌های تغذیه‌ای و خوردن

چالش‌های تغذیه‌ای و خوردن

فراتر از بدغذایی‌های ساده و روزمره

غذا خوردن یکی از طبیعی‌ترین و اولیه‌ترین نیازهای انسان است؛ به همین دلیل، وقتی هر وعده غذایی به یک میدان جنگِ پر از استرس و گریه تبدیل می‌شود، والدین به شدت احساس خستگی، نگرانی و حتی عذاب‌وجدان می‌کنند.

بسیاری از افراد به شما خواهند گفت: «گرسنه که بشود خودش می‌خورد!» یا «خیلی لوسش کرده‌اید!» اما علم روان‌شناسی و علوم اعصاب به ما می‌گوید که چالش‌های جدیِ تغذیه‌ای در کودکان، ربطی به لجبازی یا تربیتِ نادرست ندارد. در این شرایط، مغز کودک غذا را نه به عنوان یک «نیاز لذت‌بخش»، بلکه به عنوان یک «تهدید»، «عامل اضطراب» یا «ابزاری برای کنترل هیجانات» پردازش می‌کند.

در علم روان‌شناسی (گروه اختلالات تغذیه و خوردن در DSM-5)، این چالش‌ها به چند دسته تقسیم می‌شوند که شناخت آن‌ها به شما کمک می‌کند تا نگاه دقیق‌تری به مشکل فرزندتان داشته باشید:

۱. محدودیت و اجتناب شدید از غذا (ARFID)

این چالش بسیار فراتر از «بدغذاییِ» رایج در کودکان است و هیچ ارتباطی با ترس از چاق شدن ندارد. در این حالت، کودک به دلایل حسی یا ترس‌های پنهان، از خوردنِ بسیاری از غذاها امتناع می‌کند و ممکن است دچار افتِ وزن یا کمبود ویتامین شود.

  • چگونه بروز می‌کند؟ گاهی سیستم حسیِ کودک به شدت حساس است (به بوی غذا، بافتِ نرم یا سفتِ آن، یا حتی رنگِ غذا حساسیتِ آزاردهنده‌ای دارد و با خوردنِ آن‌ها عق می‌زند). گاهی نیز کودک به دلیل یک تجربه بدِ قبلی (مثل پریدن غذا در گلو یا استفراغ)، دچار «ترس و فوبیایِ خفگی» شده و مغزش به او دستور می‌دهد که فقط غذاهای کاملاً ایمن و تکراری (مثل فقط پوره یا فقط ماکارونی) را بخورد.

۲. تمایل به خوردن مواد غیرخوراکی (پیکا / Pica)

طبیعی است که نوزادان برای شناختِ دنیا همه‌چیز را در دهان بگذارند، اما اگر این رفتار در سنین بالاتر ادامه پیدا کند، به آن پیکا می‌گویند.

  • چگونه بروز می‌کند؟ کودک تمایلِ مداوم و غیرقابل کنترلی به خوردن موادی مانند خاک، گچ، کاغذ، رنگ، مو یا یخ دارد. این رفتار معمولاً ریشه در نیازهای پردازشِ حسی در مغز، کمبودهای خاصِ تغذیه‌ای یا چالش‌های اضطرابی دارد و با دعوا کردن متوقف نمی‌شود.

۳. درگیریِ احساسات و تصویر بدن با غذا (بی‌اشتهایی و پرخوری عصبی)

این چالش‌ها معمولاً در اواخر کودکی و دوران نوجوانی خود را نشان می‌دهند (Anorexia و Bulimia). در این حالت، غذا خوردن با «احساس ارزشمندی»، «تصویر بدن» و «نیاز به کنترل» گره می‌خورد.

  • چگونه بروز می‌کند؟ نوجوان برای به دست آوردنِ حسِ کنترل روی زندگی یا فرار از فشارهای روانی، به شدت به خودش گرسنگی می‌دهد و ترسِ فلج‌کننده‌ای از افزایش وزن دارد (حتی زمانی که بسیار لاغر است). در حالتِ دیگر، ممکن است در مواقع استرس، حجم بسیار زیادی از غذا را به دور از چشم دیگران بخورد و سپس برای جبرانِ آن، کارهای آسیب‌زایی (مثل ورزش‌های افراطی یا ایجاد حالت تهوع) انجام دهد.

ما چگونه در کلینیک به اصلاح الگوهای تغذیه‌ایِ فرزند شما کمک می‌کنیم؟

تبدیل کردنِ دوباره‌ی سفره‌ی غذا به یک محیطِ امن و آرام، نیازمند شناسایی ریشه‌ی مشکل (حسی، اضطرابی یا هیجانی) است. رویکرد ما در کلینیک شامل موارد زیر است:

  • کاردرمانی و یکپارچگی حسی: برای کودکانی که حساسیت‌های بافتی و بویایی دارند (ARFID)، کاردرمانگرانِ ما با تکنیک‌های حساسیت‌زداییِ بازی‌محور، به مغز و سیستم حسیِ کودک آموزش می‌دهند تا بافت‌ها و طعم‌های جدید را بدون احساسِ خطر و تهوع بپذیرد.
  • درمان شناختی-رفتاری (CBT) و رفع فوبیا: اگر کودک ترس از خفگی دارد یا غذا خوردنِ او با ترس از چاقی و تصویر بدن گره خورده است، روان‌شناسان ما به او کمک می‌کنند تا این افکارِ تحریف‌شده و ترسناک را به چالش بکشد و رابطه سالمی با بدنِ خود و غذا برقرار کند.
  • آموزش تکنیک‌های تغذیه به والدین: به شما می‌آموزیم که چگونه چرخه‌ی معیوبِ «اصرار و التماس برای غذا دادن» و «مقاومت و گریه‌ی کودک» را متوقف کنید. شما یاد می‌گیرید که چگونه محیطی خنثی و بدون تنش در زمانِ غذا خوردن ایجاد کنید تا اشتهای طبیعی و حسِ امنیتِ کودک دوباره بازگردد.

درمانگران مرتبط

همه درمانگران
آرزو سلیمانی

آرزو سلیمانی

درمانگر

کاردرمانگر

سوپروایزر، ارزیاب، درمانگر

دکتر نظام‌الدین رستمکلایی

دکتر نظام‌الدین رستمکلایی

ارزیاب

روانشناس کودک

روانشناس تخصصی و ارزیاب اختلالات کودک